
hame jore
|
یک ورق دلتنگی
گاهی که از دست خودمم خسته میشم برای فرار از دل تنگیهام چند خطی مینویسم
| ||
|
سلام به همه دوستان اومدیم که بمونیم نه اینکه نیومده بریم امیدوارم لحظاتی خوش رو با هم سپری منیم
ماغافل از خویشیم ودرپی دادار اما افسوس...................... مارازغم اوچه پروای شراب است خم خور سر خود گیر که خمخانه خراب است [ چهارشنبه 25 آبان1390 ] [ 11:24 بعد از ظهر ] [ علیرضا ]
غزیب وبی صدامردن چه زیباست
به اسم لاله هامردن چه زیباست به پرواز امدن تاکهکشانها دراغوش خدامردن چه زیباست
ازتوبگذشتم وبگذاشتمت بادگران رفتم ازکوی توولیکن عقب سرنگران گذشتیم وگذشت انچه توباماکردی توبمان بادگران وای به حال دگران [ یکشنبه 28 اسفند1390 ] [ 5:47 بعد از ظهر ] [ علیرضا ]
به اطلاع کلیه دوستان واشنایان اللخصوص ملت ایران اسلامی میرسانم
درپی گم شدن دختری به نام شادی از شماعزیزان تقاضا دلرم درصورت یلفتن نام برده ملتی راازنگرانی برهانید ادرس ما: به مساحت خلیج نیلگون همیشه فارس تادریای همیشه سرافراز کاسپین(خزر) مژدگانی یابنده یک عمرخوشی ولذت است لذامارایاری کنین برگرفته ازنوشته های دکترمحمدرضا شفیع کدکنی با اندکی تخلص
[ سه شنبه 23 اسفند1390 ] [ 5:2 بعد از ظهر ] [ علیرضا ]
دلم میخواست یگ مطلبی روازسردل تنگی بنویسم این شد که نوشتن روبانام خدااغاز کردم
درمسیر زندگی اگر قراره اتفاقی بیفته مطمئن باشین که گرتمام کائنات جمه وتفریق بشن انچه درسرنوشت شماست بی کم وکاست تحت عوامل محیطی چون خودشماوارادتون وباخواست ورونوشت اراده بزرگترهمچوتقدیر خداوندی رقم خواهد خورد [ دوشنبه 22 اسفند1390 ] [ 4:11 بعد از ظهر ] [ علیرضا ]
راجع به شهید چیزی بنویسم اینو تقدیم می کنم به تمام شهیدان کشورم از جمله داییم و پسرش که هر دوشون شهید شدن
من جنگی ندیدم/فقط حرفی شنیدم میون دفتر عشق دو خطی دیده بودم شده سرمشقم این خط مشکی/منم شرمنده ات مرد بهشتی قلم از گفتنت عاجز مونده /منو جز شرم چیزی نمونده ببخش اگه بد می نویسم/ آخه من از نسل خیسم من از بارون می نویسم/ ببخش اگه کم می نویسم قلم کوچیکی رو میون دست می فشارم /نمی دونم با چه رویی می نگارم؟ روی سنگر شن/نوشته بود یا حسین پشت سنگر یکی /عهد می بست با کسی سجاده اش همش شن/مهرش فقط یه سنگ بود پلاک گردنش هم رو لوله تفنگ بود زیر لب چی می گفت ؟/که امینو بلند گفت! نمازش که تموم شد/چهرش زیرورو شد لبخندی زد چه زیبا/انگاری بود تو رویا گلوله خورد کنارش/اصلا نبود تو حالش تفنگ و برداشتو رفت/اشهدو گفت به سرعت صدا اومد که حمله/ ای هم رزم جنگده اینجا میدون جنگه / ای شیران درنده صدای گلوله و تیر می اومد مهیب یکی فریاد می زد یا امام غریب بچه ها شدن شهید گلا چه کمرنگ شدن/یکی یکی پرپر شدن انگار که آسمونا پر از کبوتر شدن زمین مرده انگار خیلی شده گلستون خون شهیدامونه بهش داده میدون اگه از نسل خیسم اگه بد می نویسم بازم بچه شیرم تویی رگ و ریشم ایران سرزمینم /آغشته به خون شهیدم نمی ذارم ویرون شی /بازم فصل خزون شی
[ شنبه 29 بهمن1390 ] [ 3:28 بعد از ظهر ] [ علیرضا ]
|
||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||
|
آپلود نامحدود عکس و فایل |